بایگانی برای ’ دسته‌بندی نشده‘ موضوع

خسی در میقات

مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۷

۷ سال قبل, مقابل تلویزیون نشسته بودم و سیل حاجیان در طواف را تماشا می‌کردم و بی‌اختیار گریه می‌کردم. چند روز بعد, من هم میان حاجیان در طواف بودم و تمام نگرانی‌هایم تمام شده بود. بالاخره رسیده بودم و آن جا بودم. ۱۰ روز در خواب و واقعیت طی شد. ۱۰ روز عجیب, تکرار نشدنی, فشرده و پر از خاطره.
حالا بعد از ۷ سال, هر سال این موقع مقابل تلویزیون می‌نشینم و سیل حاجیان در طواف را تماشا می‌کنم و به این فکر می‌کنم که من هم روزی در آن جا بوده‌ام… در آن ترکیب عشق و عقل و رویا و واقعیت و بهشت و زمین, در “حج”…

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (0)

خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۷

دو ماه و دو روز است که خانه به دوش هستم.

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (0)

راه

خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۷

عزیز من, ایستادن در ابتدای یک چندراهی که انتهای هیچ کدام از راه هایش مشخص نیست, وحشتناک است. به یادآوردن رویاهای برباد رفته و آرزوهای فراموش شده, چیزی جز وحشت نمی افزاید. عزیز من, گاهی ایستادن آنقدر طولانی و ترسناک است که رفتن را فراموش می کنی و تا ابد به تماشا در همان ابتدای چندراهی می ایستی. به نظرت چه گونه می توان پا در یک مسیر گذاشت و مطمئن بود که مقصد در انتهای راه دیگر نیست؟ عزیز من, گاهی حتی این که مقصد چه گونه جایی است را هم فراموش می کنیم. وقتی مقصد را نمی شناسیم, چه گونه باید به سمت آن برویم, یا بدویم؟ عزیز من, با کدامین چراغ می توان راه را روشن کرد؟

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (2)