بایگانی برای ’ دسته‌بندی نشده‘ موضوع

او

اسفند ۱۰ام, ۱۳۹۷

حتی اگر هیچ کس هم توی خانه نبود، موقع خواب در اتاقش را محکم می‌بست. ولی حالا در اتاق را باز می‌گذاشت. حتی وقتی وسط روزهای تابستان هیچ کس کاری با او نداشت، موبایلش را خاموش می‌کرد می‌گذاشت توی کتاب‌خانه و می‌رفت توی اتاقش می‌خوابید. ولی حالا موبایلش را با صدای بلند کتار تختش می‌گذاشت. هیچ وقت برای کسی که کلیدش را جا گذاشته بود، بیرون خانه کلید جاساز نمی‌کرد. ولی حالا یک کلید زیر پادری می‌گذاشت. هیچ وقت توی مهمانی‌ها جای فلانی خالی نمی‌گفت. ولی حالا یک ظرف پر از همه‌ی غذاها و دسرهای خوشمزه مهمانی جدا می‌کرد و توی یخچال می‌گذاشت.
همه‌ی اینها یعنی دلتنگش بود, منتظرش بود.

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (1)

راه

خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۷

عزیز من, ایستادن در ابتدای یک چندراهی که انتهای هیچ کدام از راه هایش مشخص نیست, وحشتناک است. به یادآوردن رویاهای برباد رفته و آرزوهای فراموش شده, چیزی جز وحشت نمی افزاید. عزیز من, گاهی ایستادن آنقدر طولانی و ترسناک است که رفتن را فراموش می کنی و تا ابد به تماشا در همان ابتدای چندراهی می ایستی. به نظرت چه گونه می توان پا در یک مسیر گذاشت و مطمئن بود که مقصد در انتهای راه دیگر نیست؟ عزیز من, گاهی حتی این که مقصد چه گونه جایی است را هم فراموش می کنیم. وقتی مقصد را نمی شناسیم, چه گونه باید به سمت آن برویم, یا بدویم؟ عزیز من, با کدامین چراغ می توان راه را روشن کرد؟

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (2)