۱۹۸۴

دی ۱۴ام, ۱۳۹۷

ترجمه قدیمی و فونت بد کتاب باعث نمی‌شود که اعتراف نکنم کتاب نفس‌گیری بود، با این‌که خواندن آن زمان زیادی از من گرفت. داستان زندگی مردی در دل یک جامعه حزبی و تمرد آن مرد از آرمان‌های حزب و گیر افتادنش و شکنجه‌ها و نهایتا سرسپردگی به حزب. اصلا نمی‌دانم چه پیش‌زمینه یا فضایی باعث شده جورج اورول این داستان را بنویسد و کلا اطلاعاتی راجع به این رمان ندارم. نمی‌دانم در بین رمان‌های فارسی چیزی مشابه یا هم‌ردیف این کتاب داریم یا نه. اگر داریم، به من معرفی کنید.

+این رمان برای هدیه دادن کتاب مناسبی نیست.
+هنوز نتوانسته‌ام به نتیجه برسم که وقتی خواندن یک کتاب بیش از حد طولانی می‌شود، شروع یک کتاب دیگر در وسط آن جایز است یا نه.

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (1)

یک پاسخدر “۱۹۸۴“

  1. الهه می‌گوید :

    این کتاب انگار نمی‌تونه تو زمان کم تموم بشه اصلا. بس که به قول خودت نفس‌گیره.از من هم به شکلی غیرطبیعی زمان گرفت. ولی واقعا ارزش خوندن داره.

گذاشتن یک پاسخ