می رویم

اردیبهشت ۱۲ام, ۱۳۸۹

ما او را دفن کردیم،

و در آن هنگام سکوت چنان هیاهویی برپا کرده بود که همه به شور آمده بودند و در دل می گریستند.

او رفت. کس دیگری می رود. و کس دیگری. و کسانی دیگر. و من….

دیر یا زود، همه می رویم.

ارسال شده در وبلاگ قدیمی | نظرات (0)

گذاشتن یک پاسخ