شهریور ۲۰ام, ۱۳۹۵
مردی قاطی زنهای کاروانشان راه میرفت و زن ها غر می زدند. مرد گفت: اینجا مثل قیامته. زن و مرد معنی نداره. در انبوه جمعیتی از زنان و مردانی از گوشه گوشه دنیا.
ارسال شده در وبلاگ | نظرات (0)
نام (required)
پست الکترونیک (منتشر نخواهد شد) (required)
وب سایت
من فقط دربارهی جهانی که در آن زندگی میکنیم نمینویسم، بلکه دربارهی جهانی هم که میتوانیم یا باید در آن زندگی کنیم مینویسم، جهان خیال.
تیم اوبراین