برای خود

آبان ۳ام, ۱۳۹۲

تنها خدمتی که می توانست به خودش بکند این بود که شب ها سریال تماشا کند و به دوستان قدیمی اش بگوید که برایش شعر های قشنگ پیامک کنند.

ارسال شده در وبلاگ | نظرات (6)

6 پاسخدر “برای خود“

  1. عاطفه می‌گوید :

    ناگهان آن روزها را باد برد، روزهایی را که گل می کاشتیم…
    روزهایی که کلاه باد را از سرش با خنده برمی داشتیم..

  2. یه غریبه می‌گوید :

    و گاهی روی شیشه های بخار کرده اتوبوس بنویسد”خدانگهدار”

  3. تکین می‌گوید :

    سریال مورد علاقه ات هم که امشب تموم شد ….حالا دیگه ماییم و این نیم ترم های کذایی تالاری ……

  4. رفیق پشت درها ! می‌گوید :

    من یه پیشنهاد خعلی خوب دیگه هم دارم !

    پیامکی میگم بهت ! 😉 😀

  5. تکین می‌گوید :

    سلام دوستم …… این هفته دیگه اصلا ندیدمت ….. راستش رو بگو کجا بودی ……

  6. فاطمه می‌گوید :

    سلام و درود
    …..
    سیده زهرا: سلام و درود!!

گذاشتن یک پاسخ