مهر ۳۰ام, ۱۳۹۳
باید آدم هایی تو زندگی ات داشته باشی که همیشه همان دیوانه های قدیمی بمانند، هر چه قدر هم که زمان از آن ها افرادی پخته و جا افتاده بسازد. باور کن بودنشان زندگی را جور دیگری می کند. مثل امروز ظهر که با دوتایشان مسجد را گذاشتیم روی سرمان و شب که آمدم خانه مادرم گفت از مدل حرف زدنت کاملا معلوم است که با دوستان دیوانه ات بوده ای…
ارسال شده در وبلاگ | نظرات (5)
مهر ۳۰ام, ۱۳۹۳ در ۹:۱۹ ب.ظ
خیلی راسته حرفت ! خیلی…
آبان ۶ام, ۱۳۹۳ در ۹:۴۲ ب.ظ
دیوانه ماندن فک کنم سخت تر از عاقل ماندن باشه
آذر ۳ام, ۱۳۹۳ در ۹:۴۸ ب.ظ
واقعا ! این به نظرم یکی از ضروری ترین نیاز های آدم دیوونه هاست ! بالاخره باید گشت و تو هر جمعی یه دیونه پیدا کرد !
آذر ۸ام, ۱۳۹۳ در ۷:۲۲ ب.ظ
دقیقااااااااا
خیلی خوبه…خیلی…
آذر ۸ام, ۱۳۹۳ در ۱۱:۳۷ ب.ظ
دوست عجب امنیت خوبی است
میتوانی با او خود خودت باشی
میتوانی دردهایت را-هرچند ناچیز هرچند گران-بی خجالت با او در میان بگذاری
از عاشقی هایت بگویی
از حماقت هایت
دوست انتخاب آزاد توست، اختیار توست
نامش را در شناسنامه ات نمی نویسند
نامت را در شناسنامه اش نمی نویسند
دوست عرف نیست، عادت نیست، معذوریت نیست، دوست از هر نسبتی مبراست.
دوست سايبان دلچسبى است تا خستگی ات را با او به فراموشی بسپاری…